کارگردان : Kenneth Branagh
نویسنده : Adam Cozad, David Koepp
بازیگران : Chris Pine, Kevin Costner, Keira Knightley

خلاصه داستان :
رایان (کریس پاین) زمانی که در انگلستان مشغول به تحصیل است، سوختن برج های دوقلو را در تلویزیون نگاه می کند و بعد از آن تصمیم می گیرد تا خودش را وقف محافظت از کشورش در مقابل تمام دشمنان "خارجی و داخلی" بکند. بعد از مجروح شدن در افغانستان، او توسط فرمانده توماس هارپر (کوین کاستنر) به عنوان عضو جدیدی پذیرفته می شود تا به عنوان یک تحلیلگر به سازمان سی.آی.ای بپیوندد...



شاید بهترین راه برای برخورد با فیلم های جک رایان این باشد که مانند یکی از فیلم های جیمز باند به آن نگاه کنیم. هنرپیشه ی اصلی پیوسته تغییر می کند، هنرپیشه های فرعی به ندرت همان ها باقی می مانند و دوره ی زمانی متفاوت است. باند، باند است، چه توسط شون کانری بازی شده باشد، چه جورج لزنبی، راجر مور، تیموتی دالتون، پیرس برازنان یا دنیل کریگ. به همین شکل هم جک رایان، جک رایان است، چه توسط الک بالدوین بازی شود، چه هریسن فورد، بن افلک یا کریس پاین. علاوه بر این همانطور که سازندگان فیلم های باند پا را از نوشته های یا فلمینگ فراتر گذاشتند، سازندگان فیلم های رایان هم اکنون این شخصیت را از رمان های تام کلنسی جدا کرده اند. مسائل اصلی که فیلم های قبلی جک رایان را پذیرفته شده و لذت بخش ساخته بودند در فیلم «جک رایان: عضو جدید سایه» بی کم و کاست دست نخورده مانده اند، حتی اگر بسیاری از مسائل جزئی و فردی تغییر کرده باشند. چیزی که در این نقطه نامشخص می ماند این است که آیا این پنجمین فیلم جک رایان می تواند مانند فیلم «کازینو رویال» عمل کند و جانی دوباره در پیکر این مجموعه فیلم بدمد یا خیر؟ آیا کار قهرمان کلنسی به پایان رسیده یا او باز هم ماجراهای سینمایی بیشتری پیش روی خود دارد؟


«جک رایان: عضو جدید سایه» از زمان معرفی شخصیت جک رایان در فیلم «شکار اکتبر سرخ» بهترین سرگذشت سینمایی است که برای شخصیت اصلی این داستان ها فراهم شده است. علاوه بر این این فیلم به عنوان یک «داستان مربوط به سرگذشت اولیه» نیز عمل می کند و تماشاگران را به زمان شروع فعالیت های رایان می برد. در این صحنه ی فاش کردن راز، تاریخ 11 سپتامبر 2001 است، رایان (کریس پاین) زمانی که در انگلستان مشغول به تحصیل است، سوختن برج های دوقلو را در تلویزیون نگاه می کند و بعد از آن تصمیم می گیرد تا خودش را وقف محافظت از کشورش در مقابل تمام دشمنان "خارجی و داخلی" بکند. بعد از مجروح شدن در افغانستان، او توسط فرمانده توماس هارپر (کوین کاستنر) به عنوان عضو جدیدی پذیرفته می شود تا به عنوان یک تحلیلگر به سازمان سی.آی.ای بپیوندد. خوانندگان کتاب های جک رایان از طریق کتابهای کلنسی می دانند که رایان در این نقطه هنوز در مرحله ی رشد است و در این زمان در مقایسه با آنچه قبلاً از او دیده ایم، بیشتر یک قهرمان مبارزه گر است.


زمانی که رایان در موقعیت خود به عنوان یک مأمور مخفی در وال استریت، بذرهای یک دسیسه ی روسی برای نابود کردن آمریکا را کشف می کند، نقش او از تحلیلگری به نقش عملیاتی تغییر می کند. توطئه ی روس ها، بی شباهت به آنهایی که محوریت بسیاری از تریلر های جاسوسی هستند، حداقل تا حد کمی، پذیرفتنی است. رایان به دستور هارپر راهی مسکو می شود تا تحقیقات کند. مغز متفکر این نقشه ویکتور چروین (کنت برانا) تحلیل گر آمریکایی را "خطرناک" می بیند و دستور می دهد او را بکشند. در همین حال، در بین جاخالی دادن از گلوله ها و تلاش هایی ناکام به قصد جان او، فرصتی هم صرف نمایش دوران نامزدی رایان و کتی (کیرا نایتلی) می گذرد که فکر می کند غیبت ها و بهانه های رایان ممکن است نشانه ی داشتن یک رابطه ی نامشروع باشد.کارگردان فیلم کنت برانا، که در اقتباس های سینمایی خود از آثار شکسپیر نشان داد که بلد است چطور ریتمی روان و نظام مند اتخاذ کند، از آن ویژگی برای رساندن منفت زیادی به فیلم «جک رایان: عضو جدید سایه» استفاده کند.


حداقل سه سکانس اکشن در فیلم وجود دارند (یک مورد حمله به هتل، یک مورد سرقت مسلحانه و یک نعقیب و گریز بین ماشین ها) که اگر به دستان شخص کم تجربه تری سپرده می شدند، ممکن بود خیلی عادی و بی مزه به نظر برسند. همانطور که تعیین کرده است، بازیگران با انرژی تمام به نمایش حس تعلیق و تنش جاری در فیلم کمک می کنند. در بهترین حالت، فیلم حسی بی رحمانه اما در عین حال خسته کننده ای دارد. بافت لازم پیوند دهنده میان صحنه های پر هیجان نیز با مهارت کارگردانی شده است؛ فیلم به دلیل برخوردای از ویژگی های لازم، به ندرت دچار احتمال این خطر می شود که وسط کار جا بزند. البته زمان بسیار اندکی برای پرورش شخصیت ها اختصاص داده نشده است.چند مشکل ساختاری در نیم ساعت آخر فیلم بعد از اینکه صحنه از روسیه به ایالات متحده تغییر مکان می دهد، وجود دارد. گرچه سازندگان فیلم راهی پیدا کرده اند تا نقطه ی اوج حساسی به وجود بیاورند، این نقطه ی اوج با بخشی که نشان می دهد گروهی در "اتاق جنگ" جمع شده اند و درباره ی هویت و موقعیت مکانی شخص تروریست نظر می دهند.


چنین صحنه هایی جزو ذات سینما نیست و گرچه برانا سطح انرژی فیلم را بالا نگه می دارد، احساسی به بیننده دست می دهد که فیلم از مسیر اصلی خارج شده است، ولو اینکه برای مدتی کوتاه. بازگشتن رایان به مرکز فعالیت ها به حقه ای نیاز دارد، گرچه لازم است از یک پایان بندی غیر رضایت بخش پرهیز کرد.کریس پاین، که احتمالاً بیشتر به دلیل بازی در نقش کاپیتان تی. کرک در سری دوم «Star Trek» شناخته شده باشد، کیفیت جسمی و فکری این را دارد که رایان را خیلی بیشتر از گذشته به قهرمان اکشنی شبیه به باند تبدیل کند. پاین انتخاب فوق العاده ای است برای تصویری نو بخشیدن به این نقش و شخصیت را به جهت متفاوتی می برد. کیرا نایتلی که نقش همسر آینده ی رایان را ایفا کرده، بازی قوی و دلنشینی ارائه می دهد.


کوین کاستنر در نقش مربی و رئیس - نقشی که در این مرحله ی زندگی حرفه اش به او می آید. برانا شخصیت منفی و شروری نمایش می گذارد که از بیش از آنکه ماننذ فیلم های باند شخصیتی با جنون در دست گرفتن تمام دنیا باشد، یک وطن پرست گمراه شده است.«جک رایان: عضو جدید سایه» ابتدا قرار بود در ماه دسامبر اکران شود اما کمپانی پارامونت این موضوع را لغو کرد تا جایی برای «گرگ وال استریت» باز کند. تأخیر در اکران این فیلم باعث می شود تماشاگران در ماه ژانویه هم چیزی برای هیجان زده شدن داشته باشند. این فیلم با کیفیت بلاک باسترهای سرگرم کننده ی تابستانی ساخته شده که در یخ بندان زمستان به مخاطب تقدیم می شود (پیشرفتی به شدت رضایت بخش).

منتقد:جیمز برادینلی
مترجم: الهام بای
منبع:سایت نقد فارسی