• "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • فیلم بر اساس داستان واقعیِ یک مخالف جنگ و پزشک ارتش آمریکا به نام دزموند داس (اندرو گارفیلد) است که حاضر نمی شود سلاحی حمل کند، اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیک های بی وقفه ی دشمن، یک تنه جان بیش از ۷۵ نفر از هم رزمانش را نجات می دهد...

  • کانر (لویس مک دوگان) پسربچه ای است که مشکلات زیادی را تحمل می کند. مادر او (فلیسیتی جونز) در حال دست و پنجه نرم کردن با سرطان است و در مدرسه نیز قلدرها دست از سرش بر نمی دارند. با اینحال یک شب هیولای درختی غول پیکری نزد او می آید و معامله ای را با کانر انجام می دهد که...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      قیــمت یه روز زنــدگی چنـده؟


      راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
      تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم

      شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
      قیمت یه روز بارونی چنده؟


      یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
      حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
      پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟


      ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
      گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!


      چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
      می ترسی برقش بگیرتت؟
      نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
      آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!


      این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
      فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.


      هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
      شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
      اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
      ابرا رو می گم
      هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
      هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
      و به موجودات زمین می بخشه؟!
      ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟


      برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
      چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
      بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
      چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
      چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟


      تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
      قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
      قیمت بلیتش هم دل تومنه!


      خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
      ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن
      لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.



      تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
      قیمت یه دست سالم چنده؟
      یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
      چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
      قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟


      اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
      زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
      چی خیال کردی؟
      پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!


      اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
      تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
      پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...


      اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
      قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
      چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
      یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
      اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی ميکنی!



      قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
      به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
      این مطلب رو برای ده نفر که لیاقتش رو دارن بفرست
      اگه ده نفر پیدا نکردی در خودت تجدید نظر کن



      مهربانی یعنی فرستادن یک نامه به یک دوست