• "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • فیلم بر اساس داستان واقعیِ یک مخالف جنگ و پزشک ارتش آمریکا به نام دزموند داس (اندرو گارفیلد) است که حاضر نمی شود سلاحی حمل کند، اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیک های بی وقفه ی دشمن، یک تنه جان بیش از ۷۵ نفر از هم رزمانش را نجات می دهد...

  • کانر (لویس مک دوگان) پسربچه ای است که مشکلات زیادی را تحمل می کند. مادر او (فلیسیتی جونز) در حال دست و پنجه نرم کردن با سرطان است و در مدرسه نیز قلدرها دست از سرش بر نمی دارند. با اینحال یک شب هیولای درختی غول پیکری نزد او می آید و معامله ای را با کانر انجام می دهد که...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 40 از 423 نخست ... 3038394041425090140 ... آخرین
    نمایش نتایج: از 196 به 200 از 2114
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      جــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــوک

      به دخترعموم میگم تو مهد چی یاد گرفتین؟؟ میگه حدیث!
      میگم یکیشو بگو ببینم.
      میگه: النکاح سنتی!!!!

      به راننده تاکسیه میگم آخرین مسیرتون کجاس؟

      میگه خونمون،میای؟؟!

      پروانه اگر سوخت به درک، دور شمع چه گهی مخورد آخه ؟

      نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟
      1 -جمع کن بابا کار و زندگی داریم
      2 - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟...
      3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
      4 -خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
      5 - جون مادرت درس بسه
      6 - استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه!ولمون کن
      7 - برو بیرون دیگه ...
      8 - با خداحافظیت خوشحالمون کن
      9 - بس کن دیگه صدات رو نروه
      10 - استاد ساعت نداری تقویم هستا !
      11 - استاد تیتراژ رفت
      12- چقدر زر میزنی خفه بمیر

      عضیا هستن یهو آنلاین میشن ؛
      طی یه عملیات انتهاری تو ۵دقیقه، ۵۵تا پست میزارنُ آف میشن
      امـریـکـا از اینا میترسه حمله نمیکنه….

      یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.

      تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
      .
      .
      .
      .

      .

      .
      میگم آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

      جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس :
      .
      .
      .
      .
      ...

      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .

      دهه پنجاهی: حتما” اشتباه فرستاده

      دهه شصتی بعد چند بارتکرار: شما؟

      دهه هفتادی:هنوز عرقه پیام خشک نشده u؟

      دهه هشتادی: کدوم یکی هستی؟

      اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن !


      شمام قبل از خاموش کردن لامپ،وامیستین مسیر برگشت به جا خوابتون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم..؟؟

      تو محشری از همه سری .....

      تو یک افسونگری .....
      .
      .
      .
      .
      ..
      .
      .

      .
      .
      .
      مکالمه من با آینه اتاقم ....

      امروز 50 متر دنبال اوتوبوس دویدم...
      .
      .
      بعد راننده نگه داشت گفت میخوای سوار بشی ؟؟
      .
      .
      .
      گفتم نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

      3تا دروغ هست , که تو زندگی زیاد میشنوی:

      1 - عاشقتم
      2- تا آخر عمرباهات میمونم
      3-دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره!

      من تا الان تو فلسفه وجودی اینترنت اکسپلورر مونده بودم

      بعد یکم فک کردم دیدم اگه اکسپلورر نباشه ما چه جووری موزیلا فایرفاکس رو دانلود کنیم؟؟؟

      خــدایــا مــارو بُـکـش ، بــچـه هـای مـــارو بُـکــش

      اقــوام ِ مــارو بُـکـش ، پــدر و مــادر ِ مــارو بُـکـش

      خـدایـا اصـلا هــر چـی مــار تــو دنـیــاســت بُـکــش !
      .
      ..
      .

    2. #196

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      پسره ۷ ساله اومد از باباش پرسید: بابا من از کجا اومدم؟!
      باباهه حسابی شوکه شد… پیش خودش فکر کرده بود که چندسال بعد بچش اینو بپرسه و اون موقع بهش بگه که جریان چیه …
      خودشو جمع و جور کرد و ۲ ساعت برای بچه اش همه چیز رو توضیح داد که بچه چجوری بدنیا میاد و أینا….



      وقتی توضیحاتش تموم شد، باباهه پرسید: حالا برای چی این سؤالو پرسیدی؟؟
      پسره گفت: این بچه همسایه روبرویی بهم گفت که من از مشهد اومدم…
      منم خواستم ببینم که از کجا اومدم ….
      همین …

    3. #197

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمیتونسته بشنوه …



      بعد از چندسال بالاخره با یک دارویی خوب میشه.
      دو سه هفته میگذره و میره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.



      دکتر خیلی خوشحال میشه و میگه: خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنواییتونو بدست آوردید…



      پیرمرد میگه: نه هنوز بهشون چیزی نگفتم. هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش میکنم …



      فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این مدت چندبار وصیت نامه مو عوض کردم …!!:d

    4. #198

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      نقش سرنشین کنار راننده در ایران


      ۱- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
      ۲- نگهداشتن فرمان اتومبیل هنگامی که راننده دستش بند است
      ۳- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
      ۴- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفناست
      ۵- تیکه انداختن به عابرین پیاده



      ۶- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
      ۷- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها.
      ۸ – تشویق راننده برای لایی کشی
      ۹- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
      ۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا



      ۱۱- خوابیدن با صدای خروپف زیاددر جاده ها
      ۱۲- زنده ماندن در تصادفات شدید؛ در حالیکه راننده بیچاره تیکه تیکه میشود؛
      ۱۳- و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده!

    5. #199

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      مرد: عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!



      زن: از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود!



      مرد: اون که ۱۰۰%… هیکلت همیشه قشنگ بوده…
      اصلاً من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد…!



      زن : یعنی به خاطر هیکلم، فقط با من ازدواج کردی ؟
      خیلی هیــــــــــــــزی!



      مرد: نه عزیزم، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم…
      هیکلت واسم مهم نبود!



      زن: یعنی چی؟!
      پس این همه ورزش میرم، برای کی میرم برا عمم؟!
      هیکلم برات مهم نیست؟!!



      مرد: عزیزم، موقع دوست شدن مهم نبود، الان که هست…!



      زن: یعنی الان میرم ورزش، برات بی اهمیت میشم؟!!



      مرد: فدات شم، قربونت بشم، همه چیزت، تمام وجودت، همه خصوصیاتت، برام مهمه!



      زن : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که دوستم داشته باشی؟
      خیلی نامردی…
      چیه پای کسی درمیونه؟؟!!



      مرد: بابا، جان مادرت بیخیال شو، چه غلطی کردیم تعریفتو کردیماااا؟؟!!



      زن: دیدی… دیدی…
      پس از اول درست حدس زدم که یه ریگی تو کفشته که داری ازم تعریف می کنی؟!
      برو از جلو چشام دور شو…
      یه چند ساعت نمی خوام قیافتو ببینم…

    6. #200

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      رفتم کاغذ دیواری بخرم…متری ۹۰ تا ۴۵۰ هزار تومن!!
      حساب کردم بخوام اسکناس ۱۰۰۰ تومانی جاش بچسبونم ۸۲ تومن درمیاد!!
      تازه می شه بهش ناخونکم زد!

      :d

    صفحه 40 از 423 نخست ... 3038394041425090140 ... آخرین