• در این قسمت جک ریچر (تام کروز) متوجه می شود که دوست قدیمی اش سوزان (کوبی اسمالدرز) متهم به جاسوسی شده و در واقع برای او پاپوشی دوخته شده است. از این رو برای پی بردن حقیقت، پس از یافتن سوزان با او همراه شده و متوجه می شود که هم او و هم سوزان در یک توطئه پیچیده گرفتار شده اند که ...

  • در سال 1965 یک زن بیوه به همراه دو دخترش در منزلشان با روح بی رحمی مواجه می شوند که مزاحمت های فراوانی برای آنها ایجاد میکند...

  • جف و کارن که در حال گذران زندگی شان هستند، زوج خوشحال و خوشبختی را مشاهده می کنند که در همسایگی شان حضور دارند. در ادامه آنها با یکدیگر آشنا می شوند اما بزودی مشخص می شود که آن زوج جاسوسان دولت هستند و اکنون جف و کارن نیز درگیر نقشه ی جاسوسی بین المللی آنها شده اند...

  • ریچل زن مطلقه و دائم الخمری است که هنگام رفت و آمد توسط قطار از طریق پنجره، زندگیِ زوج جوانی به نام اسکات و مگان را مشاهده می کند و معتقد است که آنها یک زوج ایده ال و خوشبخت هستند. اما ریچل بزودی متوجه می شود که مگان مفقود شده و حال، بازجویی ها از وی در دستور کار قرار گرفته. این در حالی است که ...

  • داستان فیلم درباره مردی به نام تام (مایکل فاسباندر) می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق ایزابل (آلیشیا ویکاندر) می شود و در آن سو ...

  • رابرت لنگدن خود را در بیمارستانی در ایتالیا می بیند بی آنکه به یاد بیاورد به چه دلیل در این مکان حضور دارد. در ادامه او با دکتر بروکس همراه می شود تا پرده از یک توطئه جهانی بردارد...

  • داستان فیلم درباره تکنسینی واقعی به نام مایک ویلیامز (مارک والبرگ) می باشد که قرار است به سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزن" ملحق شود و در آنجا وظیفه خودش را به نحو احسن انجام دهد. اما زمانی که مایک به محل کار خود می رود، در آنجا با ویدرین (جان مالکوویچ) مواجه می شود ...

  • «کریستن ولف» یک ریاضیدان نابغه است که تمایل بسیار زیادی برای کار با اعداد و ارقام دارد. او در پوشش یک دفتر حسابداری، برای سازمان های جنایی خطرناک پولشویی می کند و سرمایه آنها را مدیریت می کند. در همین حین که یک مامور ویژه مبارزه با جرائم اقتصادی به او نزدیک می شود، مشتری جدیدی به سراغش می آید و...

  • فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 316 از 423 نخست ... 216266306314315316317318326366416 ... آخرین
    نمایش نتایج: از 1,576 به 1,580 از 2114
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      جــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــوک

      به دخترعموم میگم تو مهد چی یاد گرفتین؟؟ میگه حدیث!
      میگم یکیشو بگو ببینم.
      میگه: النکاح سنتی!!!!

      به راننده تاکسیه میگم آخرین مسیرتون کجاس؟

      میگه خونمون،میای؟؟!

      پروانه اگر سوخت به درک، دور شمع چه گهی مخورد آخه ؟

      نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟
      1 -جمع کن بابا کار و زندگی داریم
      2 - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟...
      3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
      4 -خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
      5 - جون مادرت درس بسه
      6 - استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه!ولمون کن
      7 - برو بیرون دیگه ...
      8 - با خداحافظیت خوشحالمون کن
      9 - بس کن دیگه صدات رو نروه
      10 - استاد ساعت نداری تقویم هستا !
      11 - استاد تیتراژ رفت
      12- چقدر زر میزنی خفه بمیر

      عضیا هستن یهو آنلاین میشن ؛
      طی یه عملیات انتهاری تو ۵دقیقه، ۵۵تا پست میزارنُ آف میشن
      امـریـکـا از اینا میترسه حمله نمیکنه….

      یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.

      تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
      .
      .
      .
      .

      .

      .
      میگم آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

      جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس :
      .
      .
      .
      .
      ...

      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .

      دهه پنجاهی: حتما” اشتباه فرستاده

      دهه شصتی بعد چند بارتکرار: شما؟

      دهه هفتادی:هنوز عرقه پیام خشک نشده u؟

      دهه هشتادی: کدوم یکی هستی؟

      اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن !


      شمام قبل از خاموش کردن لامپ،وامیستین مسیر برگشت به جا خوابتون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم..؟؟

      تو محشری از همه سری .....

      تو یک افسونگری .....
      .
      .
      .
      .
      ..
      .
      .

      .
      .
      .
      مکالمه من با آینه اتاقم ....

      امروز 50 متر دنبال اوتوبوس دویدم...
      .
      .
      بعد راننده نگه داشت گفت میخوای سوار بشی ؟؟
      .
      .
      .
      گفتم نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

      3تا دروغ هست , که تو زندگی زیاد میشنوی:

      1 - عاشقتم
      2- تا آخر عمرباهات میمونم
      3-دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره!

      من تا الان تو فلسفه وجودی اینترنت اکسپلورر مونده بودم

      بعد یکم فک کردم دیدم اگه اکسپلورر نباشه ما چه جووری موزیلا فایرفاکس رو دانلود کنیم؟؟؟

      خــدایــا مــارو بُـکـش ، بــچـه هـای مـــارو بُـکــش

      اقــوام ِ مــارو بُـکـش ، پــدر و مــادر ِ مــارو بُـکـش

      خـدایـا اصـلا هــر چـی مــار تــو دنـیــاســت بُـکــش !
      .
      ..
      .

    2. #1576

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      دختره و پسره همچین دست هم رو گرفته بودن توی کوچــه عاشقانه قدم میزدن...
      یه لحظه احساساتی شدم دلم خواست زنگ بزنم پلیس بیاد بگیرتشون ببره عقدشون کنه تا آخر عمر اینجوری خوشبخت کنار هم زندگی کنن...
      یه همچین آدم احساساتی ام من ...!

    3. #1577

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      مسافر تاکسی آهسته روی شونه راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه ... راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد. نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس. از جدول کنار خیابون رفت بالا. نزدیک بود که چپ کنه... اما کنار یک مغازه توی پیاده رو متوقف شد... برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد. سکوت سنگینی حکمفرما بود تا اینکه راننده رو به مسافر کرد و گفت: «هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!» مسافر عذرخواهی کرد و گفت: «من نمی دونستم که یه ضربه کوچولو این همه تو رو می ترسونه.» راننده جواب داد: «واقعا تقصیر تو نیست. امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده تاکسی دارم کار می کنم، آخه من 25 سال راننده ماشین جنازه کش بودم

    4. #1578

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      یه دونه از این عروسک ها گرفتم وقتی دماغشو فشار میدم میگه " عای لاو یو "

      لامصب همه کمبود محبت هامو پر کرده ، خیلی به هم وابسته شدیم ،

      عشق صاف و ساده

    5. #1579

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      بعضی هم انقدر سرگرمِ دیده شدن هستن که وقتی برای دیدن ندار

    6. #1580

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      هفت تا دوست دختری که اسمشون با "س" شروع میشه هم ندارم باهاشون هفت سین امسالمو بچینم
      هــــــــــــــــــــــــ ــــِی روزگار

    صفحه 316 از 423 نخست ... 216266306314315316317318326366416 ... آخرین