• داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 20 از 423 نخست ... 1018192021223070120 ... آخرین
    نمایش نتایج: از 96 به 100 از 2114
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      جــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــوک

      به دخترعموم میگم تو مهد چی یاد گرفتین؟؟ میگه حدیث!
      میگم یکیشو بگو ببینم.
      میگه: النکاح سنتی!!!!

      به راننده تاکسیه میگم آخرین مسیرتون کجاس؟

      میگه خونمون،میای؟؟!

      پروانه اگر سوخت به درک، دور شمع چه گهی مخورد آخه ؟

      نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟
      1 -جمع کن بابا کار و زندگی داریم
      2 - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟...
      3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
      4 -خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
      5 - جون مادرت درس بسه
      6 - استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه!ولمون کن
      7 - برو بیرون دیگه ...
      8 - با خداحافظیت خوشحالمون کن
      9 - بس کن دیگه صدات رو نروه
      10 - استاد ساعت نداری تقویم هستا !
      11 - استاد تیتراژ رفت
      12- چقدر زر میزنی خفه بمیر

      عضیا هستن یهو آنلاین میشن ؛
      طی یه عملیات انتهاری تو ۵دقیقه، ۵۵تا پست میزارنُ آف میشن
      امـریـکـا از اینا میترسه حمله نمیکنه….

      یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.

      تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
      .
      .
      .
      .

      .

      .
      میگم آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

      جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس :
      .
      .
      .
      .
      ...

      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .

      دهه پنجاهی: حتما” اشتباه فرستاده

      دهه شصتی بعد چند بارتکرار: شما؟

      دهه هفتادی:هنوز عرقه پیام خشک نشده u؟

      دهه هشتادی: کدوم یکی هستی؟

      اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن !


      شمام قبل از خاموش کردن لامپ،وامیستین مسیر برگشت به جا خوابتون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم..؟؟

      تو محشری از همه سری .....

      تو یک افسونگری .....
      .
      .
      .
      .
      ..
      .
      .

      .
      .
      .
      مکالمه من با آینه اتاقم ....

      امروز 50 متر دنبال اوتوبوس دویدم...
      .
      .
      بعد راننده نگه داشت گفت میخوای سوار بشی ؟؟
      .
      .
      .
      گفتم نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

      3تا دروغ هست , که تو زندگی زیاد میشنوی:

      1 - عاشقتم
      2- تا آخر عمرباهات میمونم
      3-دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره!

      من تا الان تو فلسفه وجودی اینترنت اکسپلورر مونده بودم

      بعد یکم فک کردم دیدم اگه اکسپلورر نباشه ما چه جووری موزیلا فایرفاکس رو دانلود کنیم؟؟؟

      خــدایــا مــارو بُـکـش ، بــچـه هـای مـــارو بُـکــش

      اقــوام ِ مــارو بُـکـش ، پــدر و مــادر ِ مــارو بُـکـش

      خـدایـا اصـلا هــر چـی مــار تــو دنـیــاســت بُـکــش !
      .
      ..
      .

    2. #96

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      ۱۰) زیر دوش به کاشی های حموم خیره می شی، غذاتو سرد می خوری، ناهارها نصفه شب، صبح ها؛ شام!

      لباس هات یه جوریه انگار بهت نمیان
      ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگو حفظ نمی شی!
      شب ها تا صبح بیداری و فکر می کنی…
      تنهایی از تو آدمی می سازه که دیگه شبیه آدم نیست…

      *******************

      ۱۱) چنگیز خان مغول و هیتلر دوتاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن!

      *******************

      ۱۲) خواهرم اس ام اس داده «ش م خ د»

      هر کاری کردم نتونستم بخونم. زنگ زدم می گم چی نوشتی؟ میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش، نوشتم: شام مهمونیم خونه داداش!

      فکر کنم باید ۳۷ واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانواده ام پاس کنم

    3. #97

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      ۱۳) من توی هفت آسمون یه ستاره داشتم…
      راه شیری رو که می خواستن احداث کنن، افتاد تو طرح.
      هیچی دیگه! الان هم در خدمت شماییم!

      *******************

      ۱۴) اومدم تو مجلس ختم به فامیلمون تو پذیرایی کردن کمک کنم،

      یارو دوتا خرما برداشته برگشته می گه:

      یه فاتحه هم به حال زار خودت می خونم

      *******************

      ۱۵) یه گلدون می خری ۱۰۰ هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب می شه!
      اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه می شه

    4. #98

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      ۱۶) یه تی شرت خریدم رفتم این چاپ فلکسی ها دادم روش بنویسن «از من نپرسید کِی درسم تموم می شه»
      تو مهمونی های خانوادگی می پوشم اعصابم خیلی آروم شده!

      *******************

      ۱۷) امروز یه احساس خیلی بدی بهم دست داد؛
      ولی من بهش دست ندادم…!
      خلاصه تو جمع کلی ضایش کردم

      *******************

      ۱۸) بعضی از این پشه ها هم هستن، انگاری اگزوز زنبوری قورت دادن. موقع خواب صدای موتور سنگین میدن توی اتاق

    5. #99

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      ۱۹) چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من… پیشی من… و موشی و از این کلمه ها طرف خوشش میاد… اما اگه بگن حیوون عصبی می شه؟! مگه جفتشون یکی نیستن؟

      *******************

      ۲۰) هنوز متروی استاد معین خیسه… بوی شمال میده… تو مترو هنوزم کلوچه می فروشن…

      *******************



      ۲۱) دیشب داداشم تو خواب هذیون می گفت و جیغ می کشید… رفتم تو اتاق می بینم بابام بالاسرشه. می گم خب بیدارش کن! می گه بذار کابوسشو ببینه، اینهمه پول دی وی دی میده فیلم ترسناک می گیره بذار سه بعدیشم ببینه!

    6. #100

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      49
      نوشته ها
      1,286
      پسندیده : 82
      مورد پسند : 269 بار در 91 پست
      ۲۲) از وقتی مدرکمو گرفتم مامانم در طول روز فقط یه بار مهندس صدام می کنه. اونم شبا که بهم میگه مهندس بو گند خفمون کرد این آشغالارو بذار دم در.

      ۲۳) الان یه کیبورد باز کردم دارم درستش می کنم.
      دخترم سه سالشه اومده کنارم ازم می پرسه: بابا این چیه؟
      می گم: کیبورد.
      می گه: من نبردم!
      می گم: کیبورد!
      می گه: من نبردم

      *******************

      ۲۳) یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم می شد روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو مبلی پذیرایی!
      این روزا وقت نمی شه بدبختو خاموش کنیم خنک شه.

    صفحه 20 از 423 نخست ... 1018192021223070120 ... آخرین